18 آبان هر سال برای خودش حرفهایی رو داره ... نمیشه گفت خوب یا نه ... کامل یا نه ... که دید مان فرق ها دارد .....
امسال گنتینگ و باران و مه و سرما و نفس کشیدن روح ام رو انتخاب کردم ... شنیدن صدای بانوی مهربان ... کیکی کوچک و دعا برای فردایی روشن ......
ساعت 6.34 عصر دوشنبه نهم نوامبر 2009
فروردين
پدر و مادرها و بزرگترهاي متولد اين ماه اغلب در شرايطي قرار دارند كه در ماندن و رفتن دو دل هستند ، اين عده بدليل رويداد هاي اخير زندگي شان براي يك سفر يا نقل و انتقال تازه در حال تصميم گيري هستند ولي در نهايت اين مسئله آنها را به يك بن بست فكري كشانده است. در هر حال بايد با دور انديشي تصميم بگيرند و به عواقب و عوارض آن فكر كنند.
ارديبهشت
فشار زيادي به خود نياوريد، زيرا اين ماه زمان بي قراري سال است. شما در اين ماه احساس ويژه اي از دوستان و خانواده خود انتظار داريد. چند قدم عقب بگذاريد و درباره ناز پروردگي خود كمي بينديشيد. اگر چنين نكنيد يك شكست در انتظار شما ست و آن نتيجه خطا و اشتباه خودتان است. گروهي در كار خود دچار نوعي بلاتكليفي شده اند يعني هم پيشنهاد جالبي برايشان رسيده و هم در آن امتيازاتي دارند بهر حال بايد سريعا" تصميم بگيرند.
خرداد
به ساده زيستي ادامه دهيد، يكي از مشخصه هاي شما همين است. به ظاهر خوب افراد بسنده نكنيد، بلكه در مورد آنها خوب تحقيق كنيد. راز خود را براي هر كسي بيان نكنيد. گفتگوهاي احساسي ممكن است جلوي تفكر منطقي تان را كه تا كنون موفقيت شما را باعث شده بگيريد، بنابرين از چنين گفتكوهايي دوري جوييد. سفري خواهيد داشت كه قسمتي از آن در آب طي خواهد شد.
تير
از افراد خودخواه فاصله بگيريد. برخي از صفات خوب شما در محيط كار باعث ميشود وظايف مهمي به شما ارجاع شود. دو ملاقات مهم خواهيد داشت كه يكي در مورد مسائل تحصيلي و شغلي است و ديگري در مورد زندگي آينده تان. به يك سفر كوتاه ولي جالب خواهيد رفت. يكي از دوستانتان كه از شما دلخور بود، به اشتباه خود پي خواهد برد و از شما دلجويي خواهد كرد. گمشده اي را بعد از ساليان طولاني پيدا خواهيد نمود.
مرداد
موضوع مهم مالي كه از مدتها قبل فكرتان را نگران ساخته بود ، در اين دوره كاملا روشن و حل خواهد شد. از طرف ديگر ، در اين مورد با اعتماد ننمودن بديگران ميتوانيد خودتان را گرفتار نسازيد. به مهماني ها و جشن هاي متعدد ي دعوت شده و دوستان جديدي پيدا خواهيد نمود. مجردين همچنان در جستجو خواهند بود و عشاق به توافقهاي رضايت بخشي خواهند رسيد و متاهلين در به انجام رساندن مسئوليتهايشان با همديگر شراكت و همكاري آغاز خواهند نمود.
شهريور
عشق نقش بسيار مهمي در اين دوره بازي خواهد نمود. حتي اگر جزو مجردين ماجراجو نيز باشيد، احساس خواهيد نمود كه احتياج به يك رابطه ثابت و همنشين احساسي واقعي داريد. شايد به همين دليل متاهلين نيز سعي خواهند نمود تا بجاي سربسر هم گذاشتن، از وجود همديگر لذت ببرند و بخصوص كه با قطع دست مداخلين خواهند توانست بار ديگر همديگر را از نظر احساسي دريابند. اما شغل و رشته فعاليت تعريف چندان زيادي نداشته و احتياج به تمركز بيشتر خواهد داشت. خريدهاي مهمي خواهيد نمود. براي تغيير و يا خريد وسيله نقليه دقت زياد بكنيد.
مهر
هنگامي كه مسئله عشق و عاشقي پيش بيايد، بهتر است در تصميم گيريهاي مهم بجاي عقل، قلبتان را راهنما قرار دهيد. در رابطه با رشته فعاليت نيز اگر تمركز بيشتري بكار نبريد، اگر نخواهيد مسئوليت روز را همان روز به پايان برسانيد. اگر وقتتان را بجاي فعاليت در تفريح بگذارانيد، گرفتاري طويل مدتي براي خود ايجاد خواهيد نمود. ديدار از مسن ترهاي خانواده ، بخصوص آنهايي كه بيمار هستند، نه تنها آنها را خوشحال خواهد نمود بلكه دعاي خيرشان را نيز بدرقه آينده تان خواهد ساخت .
آبان
سعي كنيد به عقايد ديگران احترام بگذاريد هر كس حق دارد نظر خود را ابراز نمايد شما بايد گذشت داشته باشيد. از نظر عاطفي هفته پرشوري در پيش داريد. چهارشنبه خوبي در راه است. دوست و يا يكي از اقوام خانواده گرفتاري قانوني پيدا نموده و سعي خواهد نمود كه شما را نيز آلوده سازد. پشت سر ديگران بدگوئي نكنيد تا ديگران نيز از شما تعريف بد ننمانيد. خريد و فروش ملك و املاك ميتوانيد رشته اي بسيار مثبت برايتان بشمار بيايد.
آذر
از اظهار نظرهاي خود هراسي نداشته باشيد و آنچه را كه مي پنداريد درست است، بي پرده با دوست نزديكتان در ميان بگذاريد او به شما كمك خواهد كرد. اواخر هفته به يك ميهماني بزرگ دعوت خواهيد شد. حساسيت بيش از حد شما، راه رسيدن به هدفهايتان را برايتان دشوار ميكند. ار توقعتان بكاهيد و با صبر و درايت مسائل را بررسي و حل كنيد. يك نامه بسيار مهم از راه دور به شما خواهد رسيد.
دي
همه ميدانند كه دنبال اين هستيد تا تغييري در زندگي خود ايجاد كنيد ولي بهتر است پيش از آغاز هر كاري، اطراف و جوانب آن را بدقت بررسي كنيد. روز خوشحال كننده در راه داريد. زياد افسوس گذشته را ميخوريد و به همين دليل نميدانيد به چه شكل به انجام برنامه هايتان بپردازيد. خوشبين باشيد و اراده خود را حفظ كنيد تا موفق شويد.
بهمن
يادي از گذشته ها كردن، دلبستگي به خاطرات شيرين است ولي نبايد همه افكار را به گذشته ربط و همه دلبستگي ها و خوشي ها را در همان گذشته فريز شده و ثابت نگه داشت. بزودي تحولات تازه اي در زندگي اين گونه افراد پيش مياد كه خود بخود آنها را به آينده و روي هاي خوش آن مي كشاند به آن دسته از متولدين اين ماه كه اسرار مهمي را درباره اطرافيان خود در سينه دارند توصيه ميشود خداي نكرده در جهت منفي و رسوايي بكار نگيرند چون هر اشتباهي در اين راه به قيمت زندگي شان تمام ميشود.
اسفند
انديشه خود را براي خود نگه داريد، با اين كار ارتباط خود را با ديگران حفظ خواهيد كرد. اگر سرمايه خود را در جاي امن نگهداري نكنيد براي رفع مشكلات در سراشيبي قرار خواهيد گرفت. اين ماه زمان مناسبي است كه مسايل اقتصادي را در نظر بگيريد و به آينده توجه كنيد. اگر در اين ماه طرح آينده خود را مشخص نكنيد بعدا" عقب خواهيد ماند.
http://en.wikipedia.org/wiki/Blindness_(novel)
داستان جامعه امروزی ... خیانت ........
http://fa.wikipedia.org/wiki/ژوزه_ساراماگو
وزه ساراماگو، نويسندة پرتغالي، كه بارها نامزد جايزة نوبل ادبيات شده بود، سرانجام ، و دير هنگام – در سن 76 سالگي منبع : http://fa.wikipedia.org/wiki/کوری_(رمان) http://fardadownload.com/2009/03/-pdf-30.phpژوزه ساراماگو
– موفق شد در سال 1998 اين جايزه را از آن خود وكشورش كند. آثار اين رمان نويس و شاعر كه به عبارتي رئاليسم جادويي را با انتقادات گزندة سياسي ميآميزد به 25 زبان ترجمه شده است.
ساراماگو در سال 1922 در نزديكي ليسبون در خانوادهاي تنگدست به دنيا آمد و به دليل فقر نتوانست تحصيلات دانشگاهياش را به پايان رساند. در يك آهنگري به كارمشغول شد تا بتواند به طور پاره وقت به درسش ادامه دهد.
ساراماگو نخستين رمانش« كشور گناه» را درسال 1947 نوشت اما 35 سال انتظار كشيد تا سرانجام موفقيت ادبي و شهرت در سال 1982 با انتشار رمان « بالتازار و بليوندا» به سراغش بيايد.
سبك شاعرانة ساراماگو كه تخيل و تاريخ و انتقاد از سركوب سياسي و فقر را با هم ميآميزد موجب شده است كه او را به نويسندگان امريكاي لاتين بويژه گابريل گارسيا ماركز تشبيه كنند. اما ساراماگو منكر اين شباهت است و ميگويد بيشتر از سوانتس و گوگول تأثير پذيرفته است.
اثر جنجالي ساراماگو « انجيل به روايت عيسي مسيح» بود كه در سال 1992 منتشر گرديد. وزير كشور وقت پرتغال آنچنان از اين رمان برآشفت كه نام ساراماگو را از فهرست نامزدهاي : جايزة ادبي اروپا» حذف كرد و گفت اين رمان توهين به كاتوليكهاي پرتغال است و موجب تفرقه افكني در كشور شده است . ساراماگو نيز به نشانة اعتراض با همسر اسپانيايياش پرتغال را ترك گرفت و به لانساروت، جزيره اي آتشفشاني از جزاير قناري، به تبعيدي خود خواسته رفت.
فرهنگستان سوئد با ستايش از ساراماگو و اعلام اهداي جايزة نوبل ادبيات 1998 به وي گفت:« آثار ساراماگو با تمثيلهاي ملهم از تخيل و شفقت و طعنه ما را بي وقفه وادار به ادراك يك واقعيت فرار و مبهم ميكند.»
« كوري» يك رمان خاص است، يك اثر تمثيلي ، بيرون از حصار زمان و مكان، يك رمان معترضانه اجتماعي، سياسي كه آشفتگي واجتماع و انسانهاي سر در گم را در دايرة افكار خويش و مناسبات اجتماعي تصوير ميكند.
ساراماگو تأكيد بر اين حقيقت دارد كه اعمال انساني در « موقعيت» معنا ميشود و ملاك مطلقي براي قضاوت وجود ندارد، زيرا موقعيت انسان ثابت نيست و در تحول دائمي است. در يك كلام ساده، دغدغة عمدة ذهن ساراماگو در اين رمان فلسفي مسئله سرگشتگي انسان معاصر يا « انسان در موقعيت» است كه از خلال ابعاد و لايه هاي مختلف و واكنشهاي انان بررسي مي شود.
از ديگر مايههاي اصلي رمان نقد خشونت و ميليتاريسم، اطاعات كوركورانه ، ديكتاتوري و سير تاريخي و فراگير بودن آن است.
در شهري كه اپيدمي وحشتناك كوري- نه كوري سياه و تاريك كه كوري سفيد و تابناك- شيوع پيدا ميكند و نميدانيم كجاست و ميتواند هر جايي باشد، خيابانها نام ندارد. شخصيتهاي رمان نيز نام ندارد
دكتر، زن دكتر، دختري كه عينك دودي داشت، پيرمردي كه چشم بند سياه داشت، پسرك لوچ .سبك و ساختار دشوار رمان، پس از چند صفحه، جاذبهاي استثنايي پيدا ميكند.درخلال پاراگرافهاي طولاني، پيچيدگيهاي روح انسان و مشكلات غامض زندگي را تداعي ميكند.
كوري مورد نظر ساراماگو كوري معنوي است. سازماندهي و قانونمندي و رفتار عاقلانه خود به نوعي آغاز بينايي است. ساراماگو كلام پيچيده و چند پهلويش را در دهان تك تك شخصيتهاي كتاب و مخصوصاض در پايان در دهان زن دكتر گذاشته است:« چرا ما كور شديم، نمي دانم ،شايد روزي بفهميم ، ميخواهي عقيدة مرا بداني ، بله ، بگو ، فكر نميكنم ما كور شديم ، فكر ميكنم ما كور هستيم، كور اما بينا، كورهايي كه ميتوانند ببينند اما نميبينند.»
ساراماگو در « كوري» تعهد و باور عميق خود را به عدالت اجتماعي، احترام به خرد و عقل سليم همراه با تزكية روح و جسم كه تنها را ضمانت پايدار ماندن هر جامعهاي است درغالب يك رمان هنرمندان و شگفت انگيز به ما ارمغان ميدهد.
« كوري» در سال 1995 منتشر شد. ساراماگو ميگويد:« اين كوري واقعي نيست ، تمثيلي است. كور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسانها عقل داريم و عاقلانه رفتار نميكنيم....»
خلاصه داستا ن :
در اين رمان ، شخصيت هاي داستان نام ندارد و عنوان هاي آنها رمز گونه است و به نقش اجتماعي هر يك اكتفا مي شود . خلاصه ي رمان كوري چنين است :در پشت چراغ قرمز ، راننده ي اتومبيلي ناگهان كور مي شود . اين مرد به كوري عجيبي دچار شده ،يعني همه چيز را سفيد مي بيند و گويي در درياي شير فرو رفته است . مرد ديگري او را به خانه اش مي رساند ، اما اتومبيل اين كور را مي دزدد . همسرش او را به چشم پزشكي مي رساند ، اما علت كوري كشف نمي شود . چشم پزشك و دزد اتومبيل هم به همين ترتيب كور مي شوند ، چشم پزشك مسئولين بهداشت را با خبر مي سازد . اين فاجعه را هيولاي سفيد مي گويند . مسئولين براي جلوگيري از سرايت آن، كورها و نزديكانشان را در ساختمان تيمارستاني قرنطينه مي كنند ، اما روز به روز تعداد كورها بيشتر مي شود . همسر چشم پزشك كور نمي شود ، اما خودش را به كوري مي زند تا از همسرش جدا نشود ، او تنها كسي است كه تا پايان داستان بيناست . در قرنطينه چه بلاهايي كه بر سر كورها نمي آيد . همسر چشم پزشك از رفتارها و مصيبت هاي آن ها گزارش عبرتانگيزي مي دهد . بسياري از كورها به دست سربازان و نگهبانان قرنطينه كشته مي شوند . اما سربازها هم كم كم كور مي شوند .
بزرگ ترين مشكل براي كورها برآوردن نيازهاي اوليه يعني خوراك و مستراح است و با اين كه دولت به آن ها غذا تحويل مي دهد ، اما تقسيم كردن و استفاده از آن بسيار دشوار مي شود . آن دزد اتومبيل به دليل دست درازي به دختر عينكي زخمي و به دست سربازان كشته مي شود . دولت و رسانه ها وعده هاي دروغين مي دهند كه كوري در حال كنترل است . نظم و ترتيب شهر از بين مي رود و كساني كه يك باره كور مي شوند ، همه چيز را از بين مي برند ، اتوبوس ها و هواپيماها ،سقوط مي كنند و حوادثي مانند اين ها .
در قرنطينه كه كشوري مستقل است ، دسته يي از كورها اوباش و مسلح ،كنترل غذا را به دست مي گيرند . از بقيه كورها مي خواهند كه به خواسته هاي آنها تن دهند و گرنه غذاي هر بخش را قطع مي كنند ، كورها هم براي زنده ماندن تن به همه چيز مي دهند ، ابتدا پول و جواهرات و وسايل آن ها را مي گيرند و در مرحله بعد زن هاي هر بخش را مي خواهند .
همسر چشم پزشك كه بيناست ، قهرمانانه سر دسته اوباش را از پا درمي آورد و لشگري درست مي كند تا با اوباش بجنگند . با چند كشته ، بالاخره بخشي كه اوباش در آن هستند به وسيله همين زن به آتش كشيده مي شود ،اما آتش قرنطينه را فرا مي گيرد . كورها فرار مي كنند ، اما از سربازهاي نگهبان اثري نمي بينند . گروه گروه به شهر مي آيند ، اما شهر را زباله داني متروك ، ويرانه ، بدون آب ، برق ، گاز و ديگر امكانات مي يايبند . همه كور شدهاند و كورها كه خانه هايشان را گم كرده اند ، گروه گروه با هم به حركت در آمده و به دنبال غذا همه جا را خراب مي كنند .
آن زن كه همسرچشم پزشك است گروه خود را راهنمايي ميكند و به خانه خود مي برد و برايشان غذا تهيه مي كند . با هم به عشق و محبت مي رسند ، كودكي و سگي نيز با آنهاست. بالاخره همان كسي كه نخستين بار كور شده بود و در اين گروه بود بود به طور ناگهاني بينا مي شود و ديگران نيز يكي يكي با شادي فرياد مي زنند كه مي بينند و در شهر اين فريادها شنيده مي شود .
دكتر علي اكبر افراسياب پور- دكتراي عرفان- مجله حافظ تحليلي عرفاني از رمان كوري :
اين داستان ماجراي سي مرغ درمنطق الطير و سير و سلوك هاي عرفاني را به ياد مي آورد كه سالكان ،پس از طي مراحل هفت گانه به بازيابي خود مي رسند . گروهي كه با حادثه يي نابينا مي شوند ، پس از امتحان هاي بزرگ و با عبور از مراحلي سخت و جانكاه اصلاح مي گردند و به بينايي مي رسند . مهم ترين عامل نجات آنها عشق و خلوص است . قهرمانان داستان در پايان به معشوق خود مي رسند و به سوي آينده يي روشن گام برمي دارند .
در اين داستان سگي وجود دارد كه در پايان به خوشبختي مي رسد و در كنار چشم پزشك و همسرش به زندگي راحتي دست مي يابد و خواننده را به ياد سگ اصحاب كهف مي اندازد كه مانند قهرمانان اين داستان پس از شبي تاريك و خوابي تلخ و عجيب دوباره بيدار مي شوند . البته از اين نظر كه قهرمانان از يك دنياي ديگر وارد مي شوند ، به سراي آخرت نيز اشاره دارد . رنگ سفيد در عرفان جايگاه خاصي دارد و دفتر صوفي فقط سواد و حرف نيست ، بلكه دلي سپيد هم چون برف است . سفيدي سمبل فنا و بقاست كه همه ي رنگ ها را در خود دارد و در عين حال هيچ كدام را نيز ندارد . اين همان پارادوكسي است كه همهي مقولات عرفاني را در برگفته است .
ماجرا از بينايي آغاز و به بينايي منتهي مي شود ،مانند انالله و انااليه راجعون و دايره يي كه آغاز و انجام آن به هم مي رسند ، اما در مرحله يي بالاتر و مهم ترين پيام در عرفان همين است كه زندگي را جدي گرفته و با استفاده از دانايي ، توانايي ، خلوص ، و پاكي به بينايي معنوي رسيد . عرفان به انسان آموزش مي دهد كه چه گونه از زندگي حيواني به سوي زندگي انساني و معنوي حركت كند و مطمئن باشد كه اگر بر خودخواهي و شهوات غلبه نمايد و به مرحله ي ديگر خواهي برسد به رستگاري نزديك مي گردد و چشم او به ديدار حقايق امور بينا مي شود كه پيش از آن براي ديده آن ها كور بوده است . همه ي جنگ ها و انحراف هاي انساني از همين نابينايي سرچشمه مي گيرد . اين ماجرا تصويري از زندگي بشر در كرهي زمين مي باشد كه انسان ها مانند دسته هايي كور به اين جهان آمده و در تاريخ تمدن خود به دنبال دسترسي به نيازهاي اوليه ي خود چه بدي ها و خوبي هايي كه نكرده اند . مانند آن در اين داستان هم هر چه تعداد كورها در بخش ها زيادتر مي شود ، فسادها و آلودگي ها و خشونت ها بيش تر مي شود و همان دلتنگي و تبعيد را ترسيم نموده كه عرفان بزرگ ايراني چون ، مولوي آن را به زبان شعر بيان نموده و از بريده شدن از نيستان مي نالد و در آرزوي روزگار وصل به سر مي برد و چنين تمثيل هايي در عرفان عموميت دارد .
نخستين قرباني اين داستان كه دزد اتومبيل است به جهت دست درازي به دختر عينكي زخمي و با پشيماني و به دست سربازان كشته مي شود و گويي داستان هابيل و قابيل است كه هوي و هوس آدم ها را از بهشت موعود دور مي سازد و كسي نمي تواند از نتايج اعمال خود فرار كند و در نمايشنامه ي هستي عدالت زيبا سايه افكنده كه نشان از تدبير و حكمت در خلقت است .
در عرفان ، كوري سمبل غفلت ، اكتفا به زندگي مادي ، چشم دل بستن و غوطه وري در تمايلات خودخواهانه دنيوي ست ، كه با اين زمان هماهنگي دارد و زندگي در اين دنيا مانند زندگي قهرمانان در قرنطينه بسيار كوتاه است و هر كس آن چه دارد ، در اين صحنه ي نمايش و زمين مسابقه به ظهور مي رساند ، چه قدر خوب است كه انسان ها بهترين نقش ها را بازي كنند و با مدال طلا از اين مسابقه بيرون آيند كه همان تغيير مثبت در شخصيت آنهاست . در قرنطينه انسان ها كور بودند و از صبح و شب فقط به دنبال سير كردن شكم خود بودند و براي زنده ماندن به هر خفتي تن مي دهند . سرنوشت برخي از انسانها دراين جهان نيز همين گونه رقم خورده و ازمرحله ي حيواني فراتر نمي رود .
در عرفان و تصوف انسان ها كور هستند و نياز به راهنما و مرشدي دارند كه بحث از ولايت را به ميان مي اورد و چنين مرشد و پيري با فداكاري چشم هاي بسته را بينا مي سازد . همان كاري كه شمس تبريزي با مولوي نمود و ده ها نفر مانند آن ها رمان كوري هم همسر چشم پزشكي كه بينايي در ميان نابيناهاست ، چون مرشدي معنوي عمل مي كند و به كورها آموزش مي دهد و آن قدر فداكاري مي كند تا آنها را بيدار سازد . پيام او در داستان اين است : « اگر نمي توانيم مثل آدم زندگي كنيم ، دست كم بكوشيم مثل حيوان زندگي نكنيم » . همين انسان هاي خود ساخته و از خود گذشته بودند كه انسان هاي عقب مانده در جوامع نخستين را به سوي تمدن و پيشرفت رهنمود كردند .
قهرمان اين داستان زني ست كه ديگران را هدايت و تا مرحله ي بينايي پيش مي برد . در عرفان و تصوف ، پيرو مرشد چنين نقشي داشته و در قروني كه زن ها از حقوق ابتدايي خود محروم بودند ، عرفان جايگاه بلندي براي زن در نظر گرفته بود . مولوي مي گويد :
ظاهرا بر زن چو آب ار غالبي
باطنا مغلوب و زن را طالبي
پرتو حق است آن معشوق نيست
خالق است آن گوييا مخلوق نيست
( مثنوي ، د: 1 ، ب :2435 ، و 2440)
زن در عرفان جمال ايراني واسطه ي فيض از آسمان به زمين است و عشق زميني و اين جهاني نردباني براي عروج به عشق الهي به شمار مي ايد . كورهاي داستان هم هنگامي كه به خانه مي رسند ، اعتراف مي نمايند كه اگر چنين راهنمايي نداشتند ، هرگز خانه را پيدا نمي كردند .
شايد بتوان اين داستان را فمينيستي و زن گرايانه تحليل نمود ، اما در عرفان با جايگاهي كه براي زن در نظر گرفته اند ، تفسير عرفاني مناسب تر است .
يكي از ويژگي هاي اين داستان خوش بيني و اميد به آينده است و در همه ي اين مصيبتها هرگز سخن از ياس و نااميدي به گوش نمي رسد . همين ويژگي با تحليل عرفاني مناسبت دارد ، زيرا در مكتب ها و فلسفه ي مادي همواره نااميدي موج مي زند و گريزي از آن وجود ندارد . مردمي كه كور هستند ، همه چيز را سفيد مي بينند و گروهي كه نجات مي يابند ،درعين بدبختي با روحيه يي خوب واميد به آينده يي روشن پيش مي روند . به هم عشق مي ورزند و خصايص انساني از خود نشان مي دهند . همه ي داستان هايي كه پايان روشني دارند از پيامي عارفانه برخوردارند .
چشم پزشك و همسرش در پايان داستان به كليسا نيز مي روند و اين كوري را آزمايشي آسماني ارزيابي مي كنند و آن زن مي بيند كه مجسمه هاي كليسا نيز چشم هايشان بسته شده و شايد ساراماگو مي خواهد بگويد : مردمي كه چشم از معنويت بسته اند ، معنويت و مقدسات نيز از آن ها چشم مي بندند و به اين نتيجه راهنمايي مي كند كه اديان بهترين راه هاي آسماني به سوي معنويت هستند و با برخورداري از عرفان كه به منزلهي قلب براي هر دين است مي توانند انسان ها را از خواب بيدار و از كوري نجات بخشند . قرن ها پيش از ژوزه ساراماگو ، شخصيتي چون شهاب الدين سهروردي ، شهيد عرفان و نور به همين تمثيل پرداخته و رسالت خود را بينا سازي قرار داده و درعرفان سفيدي و نور و بينايي از كهن ترين مفاهيم ملموس و آشنا هستند .
نور در نظريهي كوانتوم ذره يي موجي ست يعني هست و نيست مي باشد و هر ذره يي از نور هر لحظه در حال خلع و لبس است ، همه ي موجودات نيزهمين خاصيت را دارند از يك طرف نور و سفيد هستند كه با چشم سفيد بين يعني از ديدگاه عارفانه و كل بينانه همه چيز و همه چيز هستند و از ديگاه جزئي فقط يك چيز خاص مي باشند . در عرفان بايد چشم سر ، كور و بسته شود تا چشم سرو كلي نگر بينا گردد تا چشم ظاهر بسته نشود ، چشم باطن باز نمي شود .
به امید رهایی .......



از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
هالووین (هالوئین و هالوین هم نوشته شده) یکی از جشنهای سنتی مغربزمین است که مراسم آن در شب ۳۱ اکتبر برگزار میشود. در آن شب معمولاً کودکان لباسهای عجیب و غیرمرسوم میپوشند و برای جمعآوری نبات و آجیل به در خانه دیگران میروند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای آمریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند.
یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوهای ترسناک داده میشود.
[ویرایش] تاریخچه
جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار میشود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. آخرین روز ماه اکتبر (نهم آبان ماه) زمان برگزاری یکی از جشنهای مذهبی در کشورهای اروپایی و آمریکایی است که به نام هالووین (Halloween) یعنی روز همه مقدسین معروف است. بنیانگذاران این جشن قوم سلتی بودند که سالها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی میکردند. به روایت این قوم آغاز سال میلادی اول نوامبر است و با این اعتقاد آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا میکردند، همگی دور هم جمع میشدند، آتش میافروختند، قربانی میکردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت میکرد و همگی بر سر یک سفره مینشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز میشود و ارواح درگذشتگانشان نیز در این جمع حاضر میشوند و ارتزاق میکنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت میکردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدیها و بلاها در امان میماندند.
از دیگر مراسمی که در این بخش برگزار میشد که البته هر کدام بعدها تغییر کرده و به شکلی کاملاً دگرگون درآمد، میتوان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباسهایی از پوست سر حیوانات، پیشگویی توسط کشیشان، خوردن سیب که سمبل پومانا (خدای میوه و درخت) بود و بردن باقی ماندههای آتش و خاکستر به خانهها با این نیت که آنها را از بدیها و از سرمای زمستانی که در پیش بود در امان بدارد. در انتها کشیشها با شب زندهداری، دعا و نماز آخرین شب سال را به پایان برده و ارواح مقدس را از برزخ به بهشت رهمنون میکردند. پس از گذشت سالیان دراز و با حمله رومیها به این منطقه آیین هالووین دچار تغییراتی شد که ورود مسیحیان کریستین به این سرزمین و اختلاط عقاید آنها به یکدیگر در این تغییرات بیتأثیر نبود تا آنجا که کمکم «شب همه مقدسین» دیگر تنها متعلق به ارواح پاک نبود بلکه شیاطین و ارواح خبیثه را نیز در این جشن حاضر میدانستند. از این رو برخی از مردم در جشن هالووین لباسهای عجیب و ترسناک میپوشیدند تا در برابر ارواح گناهکار ایستادگی کنند و به شکلی نمادین آنها را ترسانده و از میان خود برانند. رفته رفته با شکل گیری زندگی شهری، کشاورزان تنها قشری شدند که مصرانه این جشن را برگزار میکردند و برای آن به در خانهها میرفتند و طلب غذا و خوراک برای پذیرایی در جشن میکردند. در همین دوران موضوع تریت (رفتار نیک: treat) و تریک (حیله و نیرنگ: trick) پیش آمد، به این صورت که اگر کسی سخاوت به خرج میداد و چیزهای بیشتری به هالووین اهدا میکرد برای او یک کار نیک انجام میدادند و هر کس کالا یا خوراک قابل توجهی نمیداد او را به سخره و بازی میگرفتند. اوایل سده ۱۹ بسیاری از ایرلندیها به آمریکا مهاجرت کردند و به این ترتیب بسیاری از آیینها و اعتقاداتشان بار دیگر دچار تغییر و تحول شد به عنوان مثال آمریکاییها حضور شیاطین و ارواح گناهکار در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر سمبلهایی که برای آن در نظر گرفتند ترسناک و خشن بود تا آنجا که شرارت و شیطنت در این شب کاملاً عادی و معمولی به نظر میرسید. گاه پیش میآمد که راه مردم را میبستند، به در خانهها سبزی و میوه پرتاب میکردند، با سنگ و کلوخ دودکش خانهها را مسدود میکردند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار میدادند با این عنوان که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح موذی و شیاطین است و آنها هستند که مرم را «تحریک» میکنند. این اعمال باعث شد برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف و مسکوت بماند و پس از آن برای اولین بار به طور رسمی در سال ۱۹۲۰ به شکلی متعادل در آمریکا، هالووین جشن گرفته و به عنوان یک روز مذهبی شناخته شد. هر چند که باز هم این مراسم با آنچه در ذهن و نیت پدیدآورندگان قدیمی آن بود بسیار متفاوت برگزار شد.
هالووین در کشورهایی چون ایرلند و اسکاتلند همچنان یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار میرود و با برگزاری این جشن کمکم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی میروند.
شاهزاده رضا پهلوی (زادهٔ ۹ آبان ۱۳۳۹ در تهران) اولین فرزند محمدرضا شاه پهلوی و فرح دیبا و ولیعهد سابق ایران است.
او از فعالان سیاسی مخالف نظام جمهوری اسلامی است و اهداف اصلی خود را فعالیت برای رسیدن ایران به یک مردمسالاری سکولار پارلمانی و قانون اساسی منطبق بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام کردهاست.[۱] وی بر طبق گفته خود، اصراری برای برپایی نظام پادشاهی ندارد و مهمترین وظیفه خود را کمک به برپایی دموکراسی واقعی در ایران بر پایه حقوق بشر و آزادی میداند. رضا پهلوی معتقد است که مردم ایران در چهارچوب یک انتخابات آزاد سراسری، باید بتوانند تا نوع حکومت خود را آزادانه برگزینند و وی نیز هر جایگاهی را که ملت ایران برای او تعیین کند خواهد پذیرفت.[۲]
هشتم آبان 1388
8/8 / 88
رزا منتظمی، مشهورترین معلم آشپزی ایران درگذشت

کتاب هنر آشپزی منبع اصلی درآمد خانم منتظمی طی پنج دهه گذشته بوده است
فاطمه بحرینی، مشهور به "رزا منتظمی" یکی از نام آورترین معلمان آشپزی ایرانی و نویسنده کتاب پرفروش "هنر آشپزی" در سن ۸۷ سالگی در تهران درگذشت.
خانم منتظمی کتاب "هنر آشپزی" را نخستین بار در سال ۱۳۴۳ با ۶۰۰ دستور غذایی منتشر کرد. نوشتن این کتاب به گفته خانم منتظمی بیش از ۲ سال طول کشید. او در جایی نقل کرده بود که از سال ۱۳۳۷ در تهران کلاس آشپزی و شیرینیپزی داشته است و صدها نفر در کلاسهای او شرکت داشتهاند.
چاپ های اخیر "هنر آشپزی" در دو جلد منتشر شده و بیش از ۱۷۰۰ غذای ایرانی و فرنگی را شامل میشود.
گفته می شود "هنر آشپزی" یکی از پرفروش ترین کتاب های ایران بوده است که تاکنون بیش از یک میلیون نسخه از آن در مواردی حتی بدون اطلاع نویسنده آن منتشر و فروخته شده است. این کتاب تاکنون بیش از پنجاه بار به طور رسمی تجدید چاپ شده است.
انتشار و فروش این کتاب منبع اصلی درآمد خانم منتظمی طی ۵۰ سال اخیر بوده است. آرش وفاداری، نوه خانم منتظمی به بخش فارسی بی بی سی گفت که کلاس های آشپزی او تا پیش از انقلاب اسلامی برگزار می شد اما پس از آن خانم منتظمی فقط از راه فروش کتاب و راهنمایی علاقمندان آشپزی، به آموزش می پرداخت.

در
جریان گفت و گویی که ۵ سال قبل خبرگزاری میراث فرهنگی ایران از خانم
منتظمی منتشر کرده بود، او از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل ندادن
کاغذ برای انتشار این کتاب انتقاد کرده بود.
خانم منتظمی گفته بود
هر ساله ۲۰ هزار نسخه از این کتاب چاپ می کرده اما از آن سال به دلیل قطع
حمایت وزارت ارشاد فقط ۵ هزار نسخه از آن را توانسته منتشر کند.
در سال های اخیر در
ایران کتاب های متنوعی درباره هنر آشپزی و شیرینی پزی منتشر شده است اما
به گفته دست اندر کاران صنعت نشر هیچک همچون "هنر آشپزی" با استقبال طبقات
مختلف مردم رو به رو نشد.
کتاب خانم منتظمی در چند دهه اخیر در منزل اکثر ایرانی ها به چشم می خورد و به زوج های جوان هم هدیه داده می شود.
این کتاب در خلال جنگ هشت ساله ایران و عراق و دوران کمبود کاغذ و مشکلات چاپ در این کشور، برای جلوگیری از فروش با قیمت بالاتر با "دفترچه بسیج اقتصادی" فروخته می شد.
خریداران هنگام دریافت این کتاب "دفتر بسیج اقتصادی" را که مخصوص دریافت اقلام ضروری زندگی در دوران جنگ بود ارائه می کردند و این دفترچه ممهور به مهری می شد که نشان می داد صاحب آن، کتاب "هنر آشپزی" را خریداری کرده است.
خانم منتظمی خود ناشر کتاب "هنر آشپزی" بود و در دوره ای طولانی این کتاب را در منزلش به فروش می رساند.
